زلزله اعظم

کوه. دشت. صحرا. رود. بيشه. دریا. جنگل. دره. مرتع. آبشار. سبزار... همه الفبای برهم ريخته‌‌ ي زندگیست

در مسیرمان اکثر چادر های عشایر به نام اوبا خالی بودند... در بعضی جا ها هم در حال جابجایی و زدن چادر هایشان بودند

 

برف های منطقه را ببینید... تازه هرچه بالاتر می روی برف ها بیشتر میشه...

گون های شاد منطقه پر از رنگ های مختلف

آلاله های زرد منطقه را از آن خود کرده بودند

سنگی شبیه  مرغ که روی تخم اش نشسته است. 

اینم چشم اندازی دیگر در مسیر سوباتان

اینم آقا محرم است که با دیدن ما دوان دوان به سمت ما آمد... ای ناز بشی شازده کوچلو

این پیچ و خم هم مسیر زیبای آب است

گله زیبای گوسفندان که به سبک فشن آرایش شدن

آغا یورلوبسان..بویر مین٬ سنی یتیریم.  ممنون خودم می رم بابا...

داریم نزدیک میشیم. نمای روستا از دور

اینم سوباتان از نمای نزدیکتر... اون دور ها هم چادر مسافران سوباتانه  کنار گوسفندان در حال چراء..خوشگله نه؟...

اینم عکس دو نفره ما در بالای سوباتان... آخی... بلاخره یه عکس دو نفره گرفتیم.

پیاده روی یکسره و توقف ناچیز... کمی تا اندکی دمار مان از روزگارمان درآورد. یه راست رفتیم یه چای خوردیم... بعدش یه کباب مشتی بعدشم که شب شده بود. تو دل تاریکی کور مال کورمال جلوی پرچینی خانه ی چادر به پا کرده خوابیدیم.

اینجا گورستان ساده سوباتان است.

اینم روستای زیبا سوباتان با گله اسب ها

 

طلوع خورشید در سوباتان کنار پرچینی که خوابیده بودیم

صبح زود برای خوردن صبحانه محلی از خواب بیدار شدیم... صبحانه خوردیم٬ خرید کردیم و بعد به سمت هشپر  حرکت کردیم. مسیر خاکی و جنگلی بسیار زیبا...

 

یکی از دکان های سوباتان ما "عینک یاغه و بال" خریدیم

اینم از اون سنگ های زیباست که من دل بدان بستم... شبیه اله یا لله است.

جنگل های تالش... بسیار زیباست... گفتند بخشی از جنگل در هفته پیش رانش کرده است

اون وسط تصویر را ببینید٬ انگار  موهای جنگل ریخته٬ می بینید؟ محدوده رانش است. در
اثر این رانش آب از دل کوه بیرون زده و درختان زیادی هم شکسته و زیر خاک رفته اند.
علت رانش را میگویند: در اثر کثرت خاکبرداری و بریدن درختان صورت گرفته است... من که نمی دونم

حیف این جنگل ها از بین برند٬ خداوند خودش نگه دارشون باشه...

+ نوشته شده در  Tue 8 Jun 2010ساعت 8:58  توسط هلن بنای  |