تبليغاتX
سفردلان
يك وب كه حول محور دنیا مي چرخد
سفر به استان مرکزی

دلیجان- نراق- غار چال نخجیر- دره ازنا- جاسب

عکس ها : سعید توسلی

بچه ها ممنون. سفر بسیار خوبی بود. همگی همراهان و همسفران خوبی بودید و هستید.

شرکت کنندگان: پروین-شهرزاد-حمید- طاهره- پیام- پیمان-سعید-فائزه-علی- عظیمی- مجید- مهدی و من.... جای بقیه خالی نه.. سبز سبز.

 

همه چي با پيامك(SMS)  پروين شروع شد.

پروين نوشته بود: چال نخجير، يك روز نصفي OK.

منم جواب دادم: يك نفر OK

پيام بعديش؛ غذا نياوريد. كوله سبك، فقط كيسه خواب چراغ سر و كلاه اميني يادت نره.

منم نوشتم: ok

راستش اين پيامك خيلي به من چسبيد. چرا كه اصلا تحمل حمل كوله سنگين را نداشتم. مي دوني چرا؟ براي اينكه در طول هفته سنگيني هاي زيادي رو با خودم حمل كردم، سنگيني هايي كه شايد هرگز تمومي هم نداشته باشند. مثل؛ نگاه هاي سنگين، تيكه هاي سنگين، طعنه هاي سنگين، بي گاري هاي سنگين، توقعات سنگين، برخوردهاي سنگين، احساس خفگي سنگين و ... راستش ديگه جايي براي حمل كوله سنگين آن هم براي تفريح، نمانده بود.

بگذريم. پيامك بعدي اين بود؛ ساعت 12 ايستگاه متروي ترمينال جنوب. OK.

منم تايپ كردم: ok

 

 

اينجوري شد...که شیپورچی شروع به نواختن کرد .... دود درو  دود .... و سفر  يك روز نصفي ما،

روز پنج شنبه ساعت 11.54 دقيقه با ورود به ايستگاه مترو ي ترمينال جنوب شروع شد. كوله ي سفر سبك بود اما نگاه هاي متعجب و غریب مردم  يه جورايي سنگيني مي كرد. چه کنیم مجبور بودیم که همه سنگینی را حمل کنیم. سر ساعت همه جمع شدند. خوشبختانه كسي تاخير نداشت. بعد از سلام احوال پرسي به سمت ترمينال اتوبوس هاي مسافر بري حركت كرديم. شاگرد راننده هايي كه به دنبال مسافر مي گشتند، با تكرار اين جمله كه "اصفهان حركت- اصفهان حركت " به سمت ما دويدند. با يكي از آنها چك و چون ها رو زديم و سوار شديم. فكر مي كنم ساعت 12.30 بود. و اما حركت به مقصد دليجان ساعت 13.30 شد.

عزيزان، سفر هميشه جذابيت هاي خاص خودش را دارد. جذابيت هايي مثل نشستن و تحمل ساعت ها گرما، سر و صدا و انواع بو هاي معطر مختلف در داخل اتوبوسي نيمه پر كه  تا پر نشدن آخرين صندلي، راننده مربوطه رضايت به حركت نخواهد داد. اگر هم حركت كند؛ اينقدر دور ترمينال چرخ و فلك مي زند تا اينكه هم ظرفيت ماشين و هم ظرفيت تحمل مسافرين را تكميل كند. بعدش راهي مي شود.

... توي اتوبوس كنار پروين نشستم. مدت ها بود كه نديده بودمش. دلم حسابي براش تنگ شده بود. كلي هم جاتون خالي باهم گپ زديم. در بين راه پروين هماهنگي هاي لازم را با ميزبان ناديده انجام

مي داد.

                         

حدوداي ساعت 5 بود، كه به دليجان رسيدم. در تابلوی ورودي شهر  به زبان محلي نوشته بود به

"شهر دليگون خوش امی یون". يعني به دليجان خوش آمديد. د اخل میدان ميزبان ما كه از دوستان قديمي پروين بود؛ با يك ون توریستی منتظر ايستاده بودند، كه ما را به محل اکمپ راهنمايي كنند. محل استقرار ما مرکز آب رساني شهر دليجان بود كه  به اولین برنامه بازدید ما نزديك بود. بله ... اولين برنامه ما ديدن غار "چال نخجير " بود. بعد از آن اماکن تاریخی و طبیعی شهر های دلیجان و نراق در برنامه قرار داشت.
و حالا دلیجان.... شهر ستان دلیجان یا به زبان محلی دلیگون یکی از شهرستان‌های استان مرکزی ایران است. آورده اند که:
دلیجان شهری بسيار بزرگ با چهار دروازه در چهار طرف بود كه به دروازه های «قليان»، «آتشكده»، «شاه ولی» و «كاه گندم» معروف بوده اند چون دليجان در مسير راه های مهم و ارتباطی كشور قرار دارد از گذشته های دور تاكنون دارای اهميت و يكی از توقفگاه های اصلی و مهم بود. پيش از پيدايش ماشین بيش تر از درشكه استفاده می کردند و چون در آن زمان به درشکه دليجان گفته می شد از اين رو اين محل «دليجان» نام گرفت. گروهی ديگر بر اين باورند كه دليجان قبل از تسلط اعراب بر ايران شهری آباد به نام «دليرگان» بوده است. بعد از تسلط اعراب بر ايرانيان حرف گاف (گ) در زبان عرب (ج) تلفظ شده و نام آن از «دليرگان» به «دليرجان» تغيير يافته است. بر اثر كثرت استعمال حرف (ر) به مرور حذف و به دليجان تبديل شده است. از نشانه ها و آثار پيدا شده تاريخی مانند سفال ها، خمره ها و آجرهای بسيار زيبا نشان می دهد كه دليجان شهری بزرگ با قدمت تاریخی بوده است.
دلیجان  آب و هوایی نیمه خشک  دارد و  زمستانها سرد و تابستانها نسبتاً گرم است. از اماكن تاريخي می توان کاروانسرای شاه عباسی، قلعه گبری،کوزة آجرپزی، قلعة کیخسرو، درخت علی زینل، سد زمان سلجوقیان، زیارتگاه بابا پیر، مسجد جامع، قلعه ورکانی‌ها، میدان قلعه آجری، امجد بزرک را نام برد.

خب... ساعت ۵.۴۵ دقیقه به محل اسکان رسیدیم. جایی بسیار سر سبز با یه عالمه درخت شاه توتجاتون اصلا خالی نبودچون همه را خودمون خوردیم .آنجا محل آبرسانی شهر دلیجان بود.

... قرار شد کمی استراحت کنیم تا بعدش به سمت غار چال نخجیر حرکت کنیم. آزاد باش بود و هرکس هر کاری دلش می خواست می کرد. بعضی ها هم صحبت نگهبان محل اسکان شده بودند.... بعضی ها  اطراف محل اسکان را گشت می زدند٬ عکس می گرفتند.... بعضی ها با سگ نگهبان بازی می کردند... بعضی ها هم چرتکی می زدند... و بعضی ها هم بخور بخور راه انداخته بودند....

والله ما که فقط نون محلی با ماست محلی خوردیم بس.کار دیگه ای نکردیم به خدا...

در همین سعی و تلاش های بی فقه بودیم که از طرف بزرگان شهر بازدید شدیم...!!!!!

 بقیه اش خصوصی.

القصه٬ ساعت ۹.۱۵ دقیقه بود٬ که به سمت غار چال نخجیر حرکت کردیم. یک مسیر خاکی که از محل اسکان ما تا آنجا حدود ۱۵ دقیقه زمان صرف شد.

ساعت ۹.۳۰ دقیقه به غار چال نخجیر رسیدیم.  یه عکس دسته جمعی جلوی در ورودی به یادگار گرفتیم.

 بعد کلاه های ایمنی را بر سر گذاشته و وارد غار شدیم. چقدر این کلاه ها بدرد خورد. وگرنه سرم سوراخ سوراخ شده بود.

آورده اند که: غار چالنخجیر با 70 میلیون سال قدمت یکی از زیباترین غارهای طبیعی جهان به شمار می رود. این غار در منطقه ای به نام چالنخجیر در حد واسط بین نراق و دلیجان واقع شده  است. عامل اصلي و اوليه بوجود آمدن اين غار، گسل معکوسي است که در منطقه  عمل کرده است. و پس از گذشت ميليون ها سال به گونه کنوني خود در آمده است.

زمين شناسان قدمت آن را مربوط به دوره سوم زمین شناسی می دانند و با توجه به مناظر کم نظیر  اهمیت ویژه ای در امر جذب جهانگردان جهان دارد. با توجه به قرار گرفتن غار در دامنه کوه دسترسی به آن بسیار آسان است و علاقمندان به راحتی قادر به بازدید این محل هستند. تنوع سنگ های موجود، سنگهای کریستال با شکلهای مختلف مثل آبشار، زیبایی خاصی به غار داده است به طوریکه هر بیننده ای را به شگفتی وا می دارد. غار چالنخجیر نراق دارای یک حوضچه بسیار بزرگ نیز می باشد که بنوبه خود به ارزش آن افزوده است. این غار جزء آثار ملی ایران است.

 

اینجا درب ورودی غار چال نخجیر است. غار را بسیار زیبا٬ شگفت انگیز و دیوانه کننده یافتیم.نگهبانان غار هم بسیار دلسوز و با مسئولیت بودند. نگران بودند٬مبادا ما آسیبی به غار بزنیم یا تکه ای از آن را شکسته با خود ببریم. گویا آنها  افرادی را که مقهور زیبایی غار شده اند را دیده اند که دست به شکستن کانی ها و قندیل های زیبای غار زده اند٬ تا با خود به خانه برند....
کلامی پیدا نمی کنم که بتواند آنچه را که در غار دیده و حس کرده ام را شرح دهد. اعتراف می کنم که کم آوردم. بگم وحشتناک زیبا بود.... نه کافی نیست ...کافی نیست ... اصلا خودتان ببینید... مسیر غار تا تالار عروس چراغ کشی بود.

  

 

این عکس ها یه کمی از آن همه عظمت و شکوه و زیبایی را نشان می دهند....

 

          این هم سعید توسلی

 

        پیمان در حال شکر گذاری و نیایش

اینجا دیگه آخر غار از نظر مسئولانی که چراغ کشی کرده اند٬است. یعنی دیگه جلوتر نروید. ولی کو گوش شنوا....

ساعت ۱.۳۰ دقیقه صبح یه گروه رو دست خورده از غار بیرون آمدیم. گروه دیگر٬ کنجکاوانه ما را جا گذاشته به جا های کشف نشده غار سرک کشیدند. خوش به حالشون. فکر می کنم حدود ساعت ۳.۳۰ دقیقه بود که گروه دوم شاد از اکتشافات خود٬ خسته و خواب آلود از غار بیرون آمدند.

ساعت نزدیک ۴ صبح بود با ماشین به محل اسکان برگشتیم.

جالب است٬ بدانید که در آن ساعت از روز بعضی ها جوجه٬کباب کرده و نوش جان کردند.به ما هم تعارف نکردند. تازه صبح ساعت ۸.۳۰ دقیقه جمعه هم  آقایان صبحانه شاهانه میل فرمودندعجبا...آدم یاد حکایت علی مردان خان می افتد."هر چه می خورد می گفت کم است""مادرش مات که این چه شکمست.."

 القصه٬ بعد از صبحانه و پاکسازی محوطه اسکان٬ آماده به سمت دیدنی های شهر نراق و دره ازنا به راه افتادیم.

...در باره نراق  آورده اند که: نراق یکی دیگر از شهر ستانهای استان مرکزی است. این شهر از شهرهاى قدیمى و تاریخى کشور مان به شمار مى‏رود. ابن بطوطه قدمت این شهر را به 700 سال گفته است.

پیر نراقی شاد و خندان با کو له باری از خاطراتش حس زندگی و زندگی کردن

را در تو بیدار می کند.

به قول حافظ:

من پیر سال و ماه نیم, یار بی وفاست ... بر من چو عمر می گذرد, پیر از آن شدم

... صاحب «بستان السیاحه» یکصد و ده سال پیش درباره این شهر گفت: نراق بر وزن عراق قریه‏اى است قصبه مانند و محلى است خاطرپسند از توابع کاشان، آبش کم و باغاتش فراوان. آن قریه در دامن کوه اتفاق افتاد و سه طرفش فى الجمله گرفته و سمت مغربش به غایت گشاده است. قريب هزار باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست و مردمش شیعى مذهب و آب و هواي آن کوهستانی و سردسیر است.

                کاروانسرای و بازار قدیمی نراق
این شهر کوچک در مسیر جاده ابریشم قرار داشت و داراى موقعیت هاي تجارى بود.
در خصوص اسم نراق بايد گفت: نراق به معناى «نر» یا «نره» که به معناى برآمدگى و بلندى زمین است. شهر نراق در بلندترین نقطه عراق (اراک) قرار داشت آن را «نر عراق» یا نره عراق» نام نهادند و به مرور زمان، «نر عراق» به «نراق» تغییر نام یافت.

از بناهاى تاریخى نراق می توان بناى مسجد جامع، بقعه امامزاده یحیى و امامزاده سلیمان از فرزندان امام علی)، بقعه امامزاده زبیده خاتون (دختر امام جواد)، بقعه امامزاده سلطان على(فرزند امام محمدباقر)، قنات وقفی حاج الله داد، نخل چوبی، آسیابهای آبی، مي توان نام برد. انشالله با عکس های بعدی تکمیل می شود.

                           

                    پروین نگران تخریب آثار باستانی در کاروانسرای حاج مهدی

                        

آب انبارهای شهر نراق یکی از شاهکارهای معماری دوره قاجار هستند. این آب‌انبارها در هر سه محله نراق یعنی محله بالا، محله پائین و محله بازار دیده می‌شوند.

                 

                            موزه آب شهر نراق در محل آب انبار حاج عبد الباقی

                

                                                                   دره ازنا
دره ازنا٬ جاسب٬ دره آبشتا و آبشار گیسو از نقاط دیدنی طبیعی نراق هستند. به دلیل ذیق وقت از آنها گذشتیم.

                      

 

                                              کاروانسرا و بازار شمس‌السلطنه

 

                

        

           

                         پنجره های قدیمی ولی همچنان زیبا و زنده

 

                    

                                        تنها گیوه دوز نراق

بعدا تکمیل می شود.ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  ساعت 14:8  توسط هلنا بنای | 
سلام بچه ها

زیاد وقت ندارم. بعدا انشالله ... گزارش سفر را تکمیل می کنم. جاتون خالی رفتیمِِ چهار محال بختیاری و دشت لاله های واژگون - چشمه دیمه - آبشار شیخ علی - تالاب چغاخور و طبیعت زیبای بهاری این استان  رو دیدم . بقیه اش برای بعد....

عکسها از عنایت- هدیه -رسول- پریسا

                

آبشار شیخ علی در کوهرنگ

 مسیر کوهرنگ به شلمزار

دشت لاله های واژگون

لاله های واژگون- گفته می شود بهترین فصل این گلها در اردیبهشت است. ما یه کمی عجله کردیم.

چشمه دیمه- منطقه تفریحی

تالاب چغاخور

 مسیر کوهرنگ به شلمزار

 

شیر سنگی- قبرستان روستای نزدیک چشمه دیمه

 چشمه دیمه آب بسیار شیرین و گوارا دارد. امتحان کنید.می گویند آب آن به کشور های خاور میانه صادر می شود.

این یک موجود مفید طبیعت- اسمشو یادم رفته -بعدا میگم

ادامه مطلب را حتما ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:5  توسط هلنا بنای | 
سلام دوستان 

شنبه با بچه های اکوتور در مغازه علی برای دیدن "پروانه" جمع شدیم.ديدن دوستان عزيز پس از مدتها واقعا دلنشين است جای اونایی که نتونستن بیان خالی.....پروانه بعد از مدتها برای مدت کوتاهی به ایران اومده بود و چهارشنبه هم پرواز داره برمی گرده  اونور آب...جای پروانه اینور آب خیلی خالییییییییییییییییییه.عکسها هم مال هدیه باقری است.

+ نوشته شده در  ساعت 9:29  توسط هلنا بنای | 
پروانه هاي ايران در معرض تهديد
 مسئول بخش حشرات دفتر تنوع زيستي و ذخاير ژنتيکي سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره مي گويد: بررسي ها نشان مي دهد از آنجا که ايران کشوري کوهستاني است حفظ اکوسيستم هاي کوهستاني براي حفاظت از گونه هاي حشرات بسيار اهميت دارد، به طوري که در صورت نابودي حشرات ، اکوسيستم کوهستاني به خطر مي افتد و در صورت نابودي کوهستان حشرات از ميان مي روند.عليرضا نادري مي افزايد: تحقيقات نشان داده است که حشرات در گرده افشاني و چرخه مواد غذايي نقش اساسي در اکوسيستم ها دارند که اين مساله در اکوسيستم هاي کوهستاني بويژه در ارتفاعات بالا خود را بيشتر نشان مي دهد. وي ادامه مي دهد: اکوسيستم هاي کوهستاني در ارتفاعات وابسته به گياهان بالشتکي مثل گونه هاي خاردار مانند انواع گونه ها هستند، چرا که اين گياهان در فصل سرما حشرات را در خود جاي مي دهند.

علیرضا نادری می افزاید:

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=225673&t=env

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:2  توسط هلنا بنای | 

سفری به کشور تایلند

یکی از مکانهای دیدنی و مشهور توریستی شرق دور، کشور تایلند است که به نام ونیز شرق شناخته می شود. این کشور به خاطر داشتن کانالها و راههای آبی متعدد به این نام شهرت یافته است. از ارديبهشت تا مهرماه، بارانهای موسمی در تایلند نازل می شوند. این كشور دارای آب و هوای گرمسیری با میانگین دمای 36 درجه است. بیش از نیمی از كشور را جنگلهای استوایی پوشانده است. تایلند از بزرگترین تولیدكنندگان قلع و كائوچو و ( کاندوم)در جهان است. علاوه بر برنج كه مهمترین محصول صادراتی تایلند است! ذرت٬ لوبیا٬نارگیل و بادام زمینی نیز در این كشور كشت می شود. به تازگی صنعت نیز در تایلند رشد نموده است.

            

                                 محله ای چینی ها در بانکوک

                      نمای یک معبد بودایی در بانکوک

اتوبوس های قایقی که در مسیر شرق و غرب رودخانه فارایا بصورت زیکزاک مسافربری می کنند.

 

                            محوطه بودای خوابیده

 

شهر بانکوک

بانکوک پایتخت تایلند یکی از شهرهای جنوب آسیا و از گران قیمت ترین شهرهای دنیا است. این شهر توسط رودخانه Phraya به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شده است که شهر قدیمی آن در قسمت شرقی قرار دارد که اماکن اصلی و معابد شهر در این ناحیه قرار گرفته اند. بانکوک یکی از گرم ترین شهرهای جهان معرفی شده است. پادشاه راما اول کاخ خود را در شرق بنک در سال 1782 بنا کرد و شهر خود را به "شهر فرشته ها" تغییر نام داد.

                         نمای یک معبد در بانکوک

                           سر بودای خوابیده 

بودای خوابیده بزرگ از طلا (این مجسمه بسیار بزرگ و عظیم است)

دستفروش بانکوک (فروشندگان اکثریت خانم هستند)

                                    بازارگل بانکوک

                        نوعی تکدی گری در تایلند

                            گلدانهای خیابانی

 شهر پاتایا
پاتایا یکی ازمحبوب ترین مناطق برای گذراندن تعطیلات خانواده های روسی، شرق اروپا و اسکاندیناوی است. این شهرک در 147 کیلومتری جنوب شرقی بانکوک واقع شده است. دریای بسیار زیبا، اقامتگاه های لوکس، انواع ورزش های آبی، پارک های زیبا، بهترین غذاهای دریایی و ... جذابیت ویژه ای به این شهرک داده است.

                             ساحل پاتایا

                      کازینوهای خیابانی و رو باز پاتایا

بازار شناور تایلند
تایلند بازارهای شناوری دارد که بازار دمنوین سادواک از معروف ترین Damnoen Saduak آنها است. بازار دمنوین سادواک در 109 کیلومتری جنوب بانکوک قرار دارد. نام آن در واقع از نام کانالی گرفته شده است که در دوران سلطنت رامای چهارم توسط سربازان و مردم عادی و تحت نظارت وزیر دفاع، حفر شد.

                            

هر روز از حدود ساعت 8 تا 11 صبح، بازار شناور با حضور صدها کشاورز و دستفروش، شروع به کار می کند. به غیر از افراد محلی، توریستها خریداران اصلی این بازار را تشکیل می دهند. دست فروشان کارهای دستی مانند سبد، مجسمه های چوبی، کلاه های حصیری و پارچه را بر روی قایق های شناورخود می فروشند. قایقها یا در واقع مغازه ها، معمولا از نوع پارویی هستند و خریداران با تاکسی ها و اتوبوس های آبی به آنها مراجعه می کنند. از آنجایی که محصولات کشاورزی فاسد شدنی و هوا بسیار گرم ورقابت بین کشاورزان شدید است، قیمت میوه و سبزیجات این بازار مناسب است. البته خریداران محلی متخصص چانه زدن هستند و می توانند مایحتاج خود را با قیمت ارزان تهیه کنند.

                              

 

دمنوین سادواک از جمله بازارهایی است که حضور در آن تجربه جدیدی برای هر جهانگرد است. محیط پرهیاهوی آن که بسیار با فروشگاههای خنک و منظم شهری متفاوت است، غرق در زندگی، رنگ و زیبایی است. این یکی از سفرهای پر هیجان به دوران گذشته و امکانی بی نظیر برای مشاهده و مطالعه در فرهنگ بومی کشور اسرارآمیز تایلند است.

         

                                        شاه میگو(میگن خیلی خوشمزه است)

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  ساعت 13:59  توسط هلنا بنای | 

اکوتوریسم
اكوتوريسماز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاداکوتوریسم یا بوم‌گردی، گونه‌ای ازگردشگري است که در آن گردشگران برای دیدار از مناطق طبیعی نامسکونی و دست‌نخورده جهان سفر می‌کنند و به تماشای گیاهان و پرندگان و ماهی‌ها و دیگر جانوران می‌پردازند.به این‌گونه از گردشگران که به دیدار از زیست‌بوم و طبیعت می‌پردازند، نام اکوتوریست یا بومْگرد داده شده است. بسیاری از کشورها بخش هنگفتی از درآمد خود را از بومگردان خارجی تأمین می‌کنند. گروه‌های بزرگ دیگری نیز هستند که سرگرمی‌شان سفر به جاهای دور و جست‌وجو و به کمین نشستن برای دیدن گونه‌ای پرندهٔ کمیاب و گرفتن عکس از آن است. به آن‌ها پرنده نگر می‌گویند. وبسیاری دیگر به اعماق دریاها رفته و به غواصی می‌پردازند.اصلی‌ترین فعالیت توریسم بر پایه طبیعت می‌باشد که بنا به تعریف سفری است مسئولانه به مناطقی طبیعی که حافظ محیط زیست بوده و باعث بهبود کیفیت زندگی مردم محلی گردد. اکوتوریسم حداقل آسیب را به طبیعت و فرهنگ منطقه وارد می‌کند.:با اين اطلاعاتي كه ارائه دادم مي خوام بگم كه روز 15 مرداد 1386 خانم احساني ما را به همايش اكوتريسم به هتل دهكده المپيك دعوت كرد. روزي بسيار پر بار و بياد ماندني .ما بسياري از اساتيد و دوستان اكوتورخود را در آن روز ملاقات كرديمدوستان براي اين همايش زحمت بسياري كشيده بودند. از آنها قلباٌ سپاسگزاري مي كنيم و به آنها خسته نباشيد مي گوييمسخنرانهاي دعوت شده بسيار از تازه ها ، سياست ها، راه كارها ،چالش ها ، همكاري هاي مردمي و كلاس هاي موجود برايمان گفتن وگفتن تا ساعت هفت سي دقيقه بعد ظهر و ما خسته ولي شاد از تمامي آنچه كه گذشت راهي شديم .
عكس هارا ليلي نشیبا فرستاده است.
 
 
 
 

+ نوشته شده در  ساعت 12:27  توسط هلنا بنای | 
سلام بچه ها
در زمان وب گردي ها دو تا عكس از داخل خانه خدا پيدا كردم كه براي من بسيار جالب بود.
 اميدوارم شما هم خوشتان بياد.

+ نوشته شده در  ساعت 12:9  توسط هلنا بنای | 
سفری به قلعه تاریخی ملک بهمن و آبشار شاهاندشت

آبشار شاهاندشت ...یادش بخیر سپیده ناز من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:31  توسط هلنا بنای | 
پیاده روی در پاییزان هزار رنگ جنگل علی مستان

ببیند و لذت ببرید....

شهراد نوشته:سلام
این عکس ها رو که گذاشتی تو وبلاگ یه اسمی هم از عکاسش میاوردی خوب بود!
حالا که خودم دارم اسممو میارم :)
عکاس باشی ما: رسول شهراد

ببخشید آقا شهرداد یادم رفته بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 10:10  توسط هلنا بنای | 
سلام بچه ها

این عکس ها یادتون می یاد؟ یادش بخیر. راستی دلتون تنگ نشده برای اون روزا؟من که دلم برای همه اون روزایی که با هم بودیم تنننننننگ شده ه ه ه ه ه

راستی این عکس ها را باید آقای آزاد امیدوار گرفته باشند.

یادش بخیر ماه رمضان بود و سفره افطاری ما...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:46  توسط هلنا بنای |